عز الدوله - ملكونوف
10
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
آورد « 1 » و نيز اينگونه اسناد مىتواند « شرح دست و پا بريدنها و طناب انداختنها و شكم دريدنها و سر جدا كردنها و زنده گچ گرفتنها » باشد و نيز « طناب به بيضه بستن و اخته كردن ، دهن توپ گذاشتن ، مهار از پشتش گذراندن و در كوچه و بازار شهر گرداندن ، زن بيچاره فلكزدهاى را ، شايد براى سير كردن شكم فرزندش به ننگ تنفروشى تسليم شده ، سرتراشيده و بىحجاب در بازار ولايت گرداندن ، يك پا و يك دست محكوم را بريدن » . « 2 » و نيز اينگونه اسناد مىتواند گزارش آخرين وصيت محكوم به اعدامى باشد كه در برابر چوبهى دار ، جرمش را براى مردم - بگو تاريخ - بازگو مىكند . و نيز اينگونه اسناد مىتواند صورتمجلس خصوصى محافل كسانى باشد كه حق اظهار نظر را از آنها گرفتهاند . « سفرنامه روسيه » نيز يك سند است . سندى گويا و پرمحتوا سندى كه مىتواند چشماندازى از يك گذشته را - در بعدى مشخص ، تصوير نمايد . همانطور كه درباره عبد الصمد ميرزا - عز الدوله - گفته شد ، او يكى از روشنفكران عصر ناصرى است . و اين مهم ، شايد يكى از دلايل انتخاب او براى ابراز تهنيت به الكساندر سوم امپراطور روسيه باشد . در كل مىشود گزارش سفر عز الدوله را به دو بخش تقسيم كرد ، گزارشى كه در طول راه ايران - چه در موقع رفتن به روسيه و چه در موقع برگشت - نوشته شده است . و دوم گزارشى كه در خاك روسيه نگاشته شده . در حركت عز الدوله از تهران به انزلى ، آنچه كه بيش از همه
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به : « گيلان در جنبش مشروطيت » نوشته ابراهيم فخرائى ، صفحه 13 و 12 ( 2 ) - نگاه كنيد به « گزارش خفيه نويسان انگليس - وقايع اتفاقيه - به كوشش سعيد سيرجانى : ص 22